1
با زبان سبز و با دست دراز *** از ضمیر خاک، میگویند راز
✓
✗
2
بکوش اندر بهار زندگانی *** که شد پیرایهی پیری، جوانی
✓
✗
3
چرا باید چنین خونابه خوردن *** تمام عمر خود را بار بردن
✓
✗
4
ز هر گردی، برون افتادی از راه *** ز هر بادی، پریدی چون پر کاه
✓
✗