کدام بیت بیانگر مفهوم «درمان‌ناپذیر بودن درد عشق» نیست؟
1 از سرِ تعمیر دل بگذر که معماران عشق / روز اول رنگِ این ویرانه، ویران ساختند
2 دردی است غیرِ مردن کان را دوا نباشد / پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
3 دردم از یار است و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم
4 دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست / گر دردمند عشق بنالد عجیب نیست