کدام بیت همۀ آرایه‌های «استعاره، مجاز، کنایه و تشخیص» وجود دارد؟
1 در کام صدف تلخ کند آب گهر را  /  حرفی که از آن لعل شکربار برآید
2 در دور لب لعل تو یاقوت ز معدن  /  چون لاله جگرسوخته از سنگ برآید
3  شد آینه از دیدن رخسار تو محروم  /  تا روی لطیف تو که را در نظر آید
4  در روز جزا سنبل گلزار بهشت است  /  عمری که به اندیشۀ زلف تو سر آید