1
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید / قضا همیبردش تا به چنگ باز آید (نوعی ساز)
✓
✗
2
گرم جرم بینی مکن عیب من / تویی سر بر آورده از جیب من (گریبان)
✓
✗
3
چه جویی از این تیره خاک نژند / که هم بازگرداندت مستمند (خوار و زبون)
✓
✗
4
ز نادانی و تیرهرایی که اوست / خلاف افکند در میان دو دوست (بداندیشی و ناراستی)
✓
✗
چنگ در این بیت به معنی «دست» است نه ساز.