1
راه تاريكی نشايد قطع كردن بیدليل / خضر راهی برگزين گر آب حيوان بايدت
✓
✗
2
به كوی عشق منه بیدليل راه قدم/ كه من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد
✓
✗
3
زنهار تا بپويی بیرهبری در اين ره / زيرا كه اين بيابان پرخار مینمايد
✓
✗
4
اندر بيابانهای سخت ره بردهای بی راهبر / وين از توكل باشد ای شاه زمانه وز يقين
✓
✗
مفهوم گزينههای $1$، $2$ و $3$: بدون رهبر و پيشوا راه را طی مكن گزينهی ۴: به اهميت توكل اشاره دارد.