1
خواست کز آن ورطه قدم درکشد * خویشتن از حادثه برتر کشد (مهلکه)
✓
✗
2
پیام آورش مژده را پایه بود * خرد را سخن هایش پیرایه بود (زیور)
✓
✗
3
ای خسروی که بخت تو را چرخ، همسر است * تو با بلند چشمه خورشید همسری (برابری)
✓
✗
4
بیامد یکی مرد گویا ز چین * که چون او مصور نبیند زمین(مانند)
✓
✗