كداميك از تحليلهای زير دربارهٔ جامعۀ آتن در زمان سوفسطائيان، میتواند بهعنوان تحليلی ماركسيستی بيان شود؟
در مكتب فلسفی ماركسيسم، اين اعتقاد وجود دارد كه هر فرد، برحسب اينكه به كداميك از طبقات اقتصادی جامعه تعلّق داشته و در كدام دوره از تاريخ زندگی كند، دارای عقايد و فرهنگ و ارزشها و آرمانهای خاصی است. در اين مكتب، انسان مانند يك قطعه موم فرض شده است كه خودش نمیتواند به خودش شكلی بدهد و در دست شرايط اقتصادی و اجتماعی زمانۀ خود، شكل میگيرد. بر اساس تحليلی كه در گزينۀ ۱ بيان شده است، سفسطهگری هرچند دليل بهوجود آمدن شكاكيت در جامعۀ آتن بود؛ اما خود پيامد جايگاه طبقاتی سوفسطائيان و در جهت حفظ منافع آنها بود.