1
لیک چنان خیره و خاموش ماند / کز همه شیرین سخنی گوش ماند (دقیق شد)
✓
✗
2
قطرۀ باران که در افتد به خاک / زو بدمید بس گهر تابناک (مانند گهری بدرخشید)
✓
✗
3
در بر من، رهچو به پایان برد / از خجلی سر به گریبان برد (غمگین شود)
✓
✗
4
نعره برآورد، فلک کردهکر / دیده سیه کرده شده زهره در (هراسانگیز شده است)
✓
✗