1
در ثنايت معترف گردم به عجز خويشتن ... گرنه با طبع من اقبال تو يابد انضمام
✓
✗
2
ای كه انگشتنمايی به كرم در همه شهر ... وه كه در كار غريبان عجبت اهمالی است
✓
✗
3
وقت آن شيرینقلندر خوش كه در اطوار سير ... ذكر تسبيح ملک در حلقة زنّار داشت
✓
✗
4
اندر آن زندان ز ذوق بیقياس ... خوش شكفت از قرص جسم تو حواس
✓
✗
غلط املایی و شکل درست آن: قرص $\leftarrow $ غَرس