1
کان صدیقی مِن الّذین یُسمح لهم الدخولُ إلی خزانة الکتب: دوستم از کسانی بود که به آنها اجازهٔ ورود به گنجینههای کتاب را میدهند!
✓
✗
2
مَن هو الأقوی یَنال الکأس الذّهبی فی هذه المباراة: کسی که قویتر است در این مسابقه به جام طلایی دست مییابد!
✓
✗
3
کنتُ وافقتُ أخی لِفتح مکان لبیع الکُتب العلمیة: با برادرم برای گشودن مکانی برای فروش کتابهای علمی موافقت کرده بودم!
✓
✗
4
یستطیع الإنسانُ أن یَصعد فوق الجبالِ و لکنه لایبقی هناک إلا قلیلا: انسان می تواند به بالای کوهها صعود کند ولی فقط اندکی آنجا میماند!
✓
✗
در «خزانة الکتب» خزانة مفرد هست و به صورت «گنجینه کتابها» ترجمه میشود.«یُسمَع» فعل مجهول میباشد و باید به صورت «اجازه داده شود» ترجمه شود.