آرایههای «مجاز، اغراق، تضاد، كنايه، تضمين» به ترتيب در كدام گزينه آمده است؟ الف) چنان به عشق تو از حال خويش بیخبرم / كه رو نتابم اگر تيغ میزنی به سرمب) نه هر كه چهره برافروخت دلبری داند / نه هر كه آينه سازد سكندری داندج) همّت حافظ و انفاس سحرخيزان بود / كه ز بند غم ايّام نجاتم دادندد) شهريارا به جز اين شاهد عشق شيراز / نيست در شهر نگاری كه دل از ما ببرده) بگفت آن جا به صنعت در چه كوشند / بگفت انده خرند و جان فروشند
الف) بیخبری عجيب شاعر و روی برنتابيدن از تيغ تيز معشوق (اغراق)ب) چهره برافروختن: كنايه از دلبری كردنج) «انفاس» مجاز از دعاهای خير عارفان سحرخيزد) مصراع دوم از حافظ است كه شهريار آن را تضمين كرده است.هـ) خرند (میخرند) و فروشند (میفروشند) $\leftarrow $ تضاد