1
خورشید فروزنده شبی پردهنشین شد / کآمد به در از پرده، مه چاردهی تو
✓
✗
2
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب / خجل از کرده خود، پردهدری نیست که نیست
✓
✗
3
خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط / که اساسش همه بیموقع و بیبنیاد است
✓
✗
4
پسته دهن بسته زان بود که ندارد / چربی و شیرینی زبان که تو داری
✓
✗