1
روحم چنان غرق فهمیدن بود که از هیجان میلرزید.
✓
✗
2
با سبزههای معصوم، با ساقههای سرسبز و با کشتههای سیراب، رفیق و خویشاوند بودم.
✓
✗
3
در شکوه و اعجاز زیبایی خلقت، عظمت و جاذبۀ خالق را با تمام وجود حس میکردم.
✓
✗
4
آبهای ذلال و سرد و گوارای فهم و دانایی در من میجوشید.
✓
✗